دوشنبه ۹ نوامبر ۲۰۰۹

برخورد

شبی در دفتر دو تن از دوستان که به اتفاق شرکتی را اداره می کنند نشسته بودیم و گرم بحث. ناگهان صدای آژیر خودروی یکی از آنها حلقه بحث را گسست. به سرعت خود را به خودرویش رساند و پس از مدتی با چهره ای بر افروخته به دفتر برگشت و شروع کرد که یک راننده که آشنایی کافی به رانندگی نداشته در هنگام دور زدن چنان خودروی وی را مورد تصادم قرار داده بود که در سمت راننده به زحمت نیمه باز می شد.بحث را تمام کردیم و موقع ترک دفتر به چند جوان برخوردیم که گویا شاهد تصادف بودند و سخت ماجراجو و هیجان طلب که گویا راننده یک خانم با خودرو قرمز بوده و آنها می خواستند او را بگیرند و پلیس را خبر کنند و ... و دلسوزی و همدردی و قیمت کارشناسی صافکاری به زعم خودشان و هزار جور خزعبل دیگرکه بماند.



موضوعی که شاید در وهله اول به ذهن متبادر گردد این است که آیا خانم راننده مهارت کافی داشته یا خیر؟ آیا اصلن با تصادفی که رخ داده و با این سطح مهارت مجوز رانندگی داشته است یا نه؟آیا رفتارش درست بوده است؟ آیا در این مورد پای وجدان خود را به میان نکشیده و یا اگر چنین کرده نتیجه چه بوده است؟

از اینها بگذرم که توضیح واضحات است و بپردازم به اینکه این راننده چگونه تربیت اجتماعی داشته است؟ فرض کنیم که این شخص مادر شده و یا خواهد شد چه نوع تربیتی را برای نسل پس از خود به ارمغان خواهد آورد؟ چه اندوخته ای از اخلاق برای او باقی خواهد گذاشت؟ چه ارزشهایی را به او منتقل خواهد کرد؟نسل پس از او با این ارزشهای به نظرم پوچ به کجا خواهند رسید؟ آینده جامعه ما را چه کسانی رقم خواهند زد و خود چگونه؟ هیچ تامل کرده ایم که با این وضع به کجا خواهیم رسید؟

0 نظرات: