
سه روز بعد نتیجه پیگیری اعلام شد که فروشنده جریمه شده است. با کمال تعجب همان شب بنده از فروشنده شیر را به قیمت قبلی خریداری کردم و فردا دوباره روز از نو روزی از نو! این دور باطل چندین بار تکرار شد تا اینکه شماره مستقیم نفرات بالا دستی را به بنده مرحمت فرمودند که این کار گویا کارستان تر است. و تعجب بیشتر که همین چرخه باز هم با بالادستی ها تکرار شد و قصه همان که بود! و خوشمزه اینکه از این پس فروشنده شیر را زیر میزی و به اصطلاح به خودی ها می فروشد و افراد مشکوک را رد می کند.
نتیجه اینکه بنده با چند پرسش و یک پرسش مواجه شدم.
پرسش نخست اینکه کار آمدی سامانه ای چنین عریض و طویل تا چه حد است که حتا یک فروشنده جزء از آن حساب نمی برد؟ دیگر اینکه مگر منفعت گرانفروشی شیر چقدر است که به جریمه شدنش می ارزد؟
و اما پاسخی که باید دریافت می کردم و آن که وجدانم را آرام کرد این که بنده هر آنچه از دستم ساخته بود برای تن زدن از اجحاف و اصلاح وضع موجود انجام دادم و کاری از این بیش با ثابت در نظر گرفتن پیش فرضها ساخته نبود. و خیالم اندکی آسوده شد. تنها اندکی . . .
2 نظرات:
سلام وحید جان
حبه های زغال را اول کمی شعله می دهند و بعد در آتشگردان گذاشته و با شدت چرخانده و به حرکت در می آورند و حرکت هر چه بیشتر باشد نور و روشنایی هم بیشتر خواهد شد و سرانجام هم شعله خواهد کشید.
D: (خنده معروف)
خوبه باز خیالت اندکی راحت شد. بقه به هزار جور تضاد عقیدتی-سیاسی دچار میشن و ...
D: (خنده معروف)
ارسال يک نظر