از فروید و یونگ و اینشتین گرفته تا مارکس و نیچه. از شکسپیر گرفته تا بتهوون و موتسارت. از هلن کلر بگیر تا مادر ترزا. از مایکل جوردن تا محمد علی کلی و پله. مائو تا نیوتن. حتا شخصیتهایی چون گاندی. و شخصیتهایی ساختگی چون پدرخوانده ، دون کورلئونه. کار به همین جا ختم نمی شد و سیاستمدارانی چون کلینتون، تاچر و پوتین در کنار کسانی چون فرانکلین و چرچیل و ملکه الیزابت دوم در کنار هم جمع شده بودند.سالوادور دالی هم بود و ون گوگ و کلی دیگر که بنده به جا نمی آوردم. و اما جالب اینکه در این تابلو تصویرهایی از افرادی بود که نامشان خاطره ی خوشایندی را به ذهن بشریت متبادر نمی کنند.افرادی چون جناب هیتلر، حضرت صدام، چنگیز خان مغول، والا مقام تیمور لنگ و حتا بن لادن.

و اما آنچه که جای تامل و البته تاسف و تاثر دارد این که در تمام صحنه فراخ این تابلو هیچ شخصیت برجسته ی ایرانی و پارسی نژاد به چشم نمی خورد. گویا تابلو با تمام گستردگی اش برای نوابغی چون ابن سینا، خواجه نصیر، رازی، بیرونی، خواجه نظام الملک، خیام و بیشمار دیگران تنگ آمده بود.واقعن جایگاه ما در جهان امروز کجاست و خود از چه رو؟در کجای زمان و مکان ایستاده ایم که اینگونه نادیده گرفته می شویم؟آیا ابن سینا در حد بن لادن یا صدام هم نیست که این تابلو تصویری از آنها را در خود جای داده است؟هیچ به چرایی موضوع اندیشیده ایم ؟
2 نظرات:
ما بيرون زمان ايستاده ايم براي همين تلخي دشنه ها تاريخ هاست كه در گرده مان زق زق مي كند. براي همين بيروني از زمانها و مكانهاست كه دمها و فرصت ها مي رود و ما مانده ايم و روز بر نمي آيد.
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آن چنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
زنده باشی [گل][گل][گل]
ارسال يک نظر