یکشنبه ۱۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰

دل شدگان - روايت امروز

جناب آقای بهمن قبادی با فیلم " کسی از گربه های ایرانی خبر نداره" به موضوع موسیقی زیرزمینی ایران پرداخته است.این فیلم در جشنواره کن نیز حضور داشته و ظاهرن با استقبال هم مواجه شده است. دقیقن به خاطر ندارم کدام بخش شرکت کرده و آیا جایزه ای را هم کسب کره یا خیر؟ فیلم پیرامون جوانانی است که عاشق موسیقی اند. آن هم نه موسیقی ای که دیگران برایشان برگزیده اند و به خوردشان می دهند.موسیقی ای که وصف حالشان است و بر آمده از دلشان.انواع و اقسام. با تنوعی که بنده حتا نام برخی از سبکها را تاکنون نشنیده بودم چه رسد به خود آنها. جالب اینکه ماجرای فیلم و حتا مکان ها و شخصیت ها واقعی اند و کارگردان مجبور شده برخی چهره ها را به صورت مات بگیرد.یعنی چنین موسیقی هایی در همین نزدیکی جاری و زنده اند و بنده و شما از وجودشان بی خبر.




نکته ی اساسی فیلم به نظرم پاکبازی این دل شدگان معاصر است برای موسیقی خودشان. و همین پاکباز بودن موسیقی پردازهای نامرئی است که داستان را و جریان پویای موسیقی را به پیش می برد.همانگونه که پاکبازی استادان موسیقی اصیل ایرانی در اثر ماندگار " دل شدگان " ساخته مرحوم علی حاتمی کار را به سرانجام رساند.نتیجه اینکه یکی از کاندیدا های ریاست جمهوری اخیر نیز با همنشین شدن با یکی از همین خواننده ها حضورشان را تایید کرد.



بازی حامد بهداد به عقیده ی بنده بهترین بازی ای بود که تا کنون از این بازیگر دیده بودم.ناگفته نماند که بازی او تفاوت چندانی با کارهای قبلی او ندارد ولی مهارت و توان بیشتری از خود خرج کرده است.




برشهای تصویری فوق العاده جذاب در هنگامیکه شما به موسیقی همین دسته های زیرزمینی گوش می دهید، اثر را بسیار دلپذیر کرده است.کاری که بنده پیش از این تنها در چند اثر از کیشلوفسکی سراغ داشتم.ولی تاکیدهای تصویری که کارگردان بر فقر و ناهنجاریهای اجتماعی آنهم به صورت عریان داشته به نظرم ناگوار آمد چرا که عاری از شاعرانگی ویژه ی کارگردان آنگونه که در فیلمهای قبلی وی چون " زمانی برای مستی اسبها " دیده ایم، بود.و دقیقن همین شاعرانگی بود که فیلمهای قبادی را برایمدلنشین می کرد و فیلمهای جناب مجیدی را چندش آور.
به هر صورت فکر می کنم دیدن و البته شنیدن این فیلم که به خاطر عدم دریافت مجوز به طور گسترده در بازار زیرزمینی ایران - البته با رضایت کامل کارگردان – در دسترس است، خالی از لطف نباشد.

1 نظرات:

Qalamrizha گفت...

فيلم جالبي بود. و با دقت ساخته شده. علي رغم اينكه خيلي راحت و واقعي ساخته شده بود سمبوليسم قابل تحليلي در لايه هاي زيرين داشت.
نشان دادن شخصيت اول از لاي در.
افتادن خواننده از ژنجره در حالي كه اول فكر ميكني از ژله هاي اضطراري فرار كرده و ...
چه را حت مي توان از پنجره اين نگاه، وضعيت موسيقي ايران را طي زمان به تحليل نشست